وارونگی ِ آدمی

43. یا رقیب (نگهبان ، بیننده و آماده)

 

 

یک دوستی می گفت همسرم به اینکه تنها برم جایی حساسه، باید خودش منو ببره و برگردونه، دوست نداره همسایه ها منو تنها ببینن و تا حالا در غیابش تو خونه نرفتم  توی حیاط خلوتمون، می گفت با دست دادنم با آقایون و حتی دوستانش مشکلی نداره، حتی به نوع پوشش و بیرون بودن موهام هم همینطور، اما اصلا دوست نداره وقتی پیشم نیست با آرایش برم بیرون از خونه، میگفت اوایل خیلی سختم بوده و حتی به جداشدن هم رسید کارمون ، اما دیگه کم کم عادت کردم به این وضع، می گفت الان دیگه بدون حضورش خودم هم جرات نمی کنم از خونه برم بیرون....

 

یک مربی مهد کودک بود که هرچی بهش می گفتن یه کم با این بچه های تازه وارد مهربونی کن تا جذب بشن "نه" نمی گفت و خیلی هم قشنگ اطاعت امر می کرد اما کار خودشو می کرد که از هزار تا "نه" قوی تر بود، وقتی بچه ای گریه کنون از در واحد مهد میومد بیرون تا مامانش رو که پشت در نشسته ببره داخل، ایشون کوچکترین حرکتی از خودش نشون نمی داد و  بعدش هم در تمام مدتی که مادر و کودک مثل مادر مرده ها کنار در چمباتمه زده بودن این خانم به ظاهر مهربان همینطوری پشت میزش نشسته بود و سرش داخل گوشیش بود، و تنها حرفی که زد این بود که "پسرم کارتون ببین دیگه" و هنوز چند دقیقه از گرم شدن یخ کودک و بلند شدن از جاش نگذشته بود که خانم مربی از مادر ِ کودک اجازه گرفت برای کاری بره پایین و زود برگرده، بماند که زود برگشتنش نزدیک یک ربع شد چه ها که تو اون مدت بر سر اون مادر در نیاوردن بچه ها، بد تر از همه اینکه تو اون زمان ِ غیبت ِ مربی بازرس هم اومد، حالا خوب شد که قبل از رفتنش خودشو رسوند این خانم مربی ِ بسیار خوشرو و  خوش چهره و مهربون و منظم...

 

آقای  همسر کارمنده و صبح میره و عصرها دیر برمی گرده و به خاطر حجم زیاد کارش معمولا خستست، از طرفی  خانم ِ خونه مدام هوس این ور اون ور رفتن می کنه و دلش مرخصی گرفتن زود زود ِ  همسرش رو می خواد در حالی که این آقا  پستی داره که  زیاد غیبت کردن براش مقدور نیست و از طرفی استرس کاریش هم بالاست، غر زدن های خانمش اونو مستاصل می کنه، چون با این وضع نه می تونه تو اداره اونطور که باید بدرخشه و نه می تونه همسرش رو اونقدر که دوست داره به خواسته هاش برسونه، اینطوریه که با وجود شرایط ایده آل مالی و اقتصادی و خانوادگی  هر دوشون اغلب ناراضی هستن و ناخشنود....

 

پی نوشت1: برای شیرین شدن دنیای این آدمها و زیبا شدن دنیای دیگران با اصلاح ِ ایفای نقشهای این افراد زیاد باید دعا کرد...گرچه تغییر از خود ِ فرد شروع می شود...

پی نوشت2: عنوان از عبارت "وارونگی دمایی" اقتباس شده است.

/ 2 نظر / 89 بازدید
مامان محمدمهدی

عجب عجب چه ماجراهایی[چشمک]

زهرا - گل بهشتی من

چقدر اين وارونگي ها تو دنياي ما زياده!