چوب ِ دو سر طلای جهیزیه

47. یا ودود (دوست)

برای روزی که دختر داشته باشم :

"دخترم

برای هدیه ی الهی ِ رحمت باری چون تو هیچ سرمایه ای جز خود ِ خودت، شخصیتت، ایمانت و اخلاقت تضمین کننده ی آینده ی زندگی ات نخواهد بود،

نه زیبایی ِ ظاهری و چهره ات،

نه نازکی و خاص بودن ِ صدایت،

نه بلندی ِ قد و کشیدگی  ِ انگشتانت،

نه حتی بالا بودن ِ مدرک ِ دانشگاهی ات،

و نه آنچنانی بودن ِ جهیزیه ات،

سرافرازی در نگاه ِ تو به زندگی است نه در داشته های به شمارش در آمده ات،

و مایه ی افتخار ِ تو اصالتت است و تقوایت نه مهریه  و جشن عروسی ات،

و بدان پدر و مادرت دوست دارند بهترین ها از آن ِ جگرگوشه ی شان باشد اما نه به قمیت ِ داشتن ِ هرآنچه که داشتنش شما را تا آخر ِ عمر از هرگونه تلاش و انتظار برای رسیدن به نداشته ها دلسرد کند ،

و بدان تعداد ِ آنانی که  زندگی را با همه چیز شروع کردند و بدون ِ هیچ ثمره ای پایان دادند بسیار بیشتر است از کسانی که بدون ِ همه چیز به همه چیز رسیدند و لذت ِ زندگی را مدیون ِهمان با هم بودن و با هم تلاش کردن و با هم به خواسته هاشان رسیدن هستند.

پس گوشت را از حرف های دیگران خالی کن،

چشمانت را به ندای ِ الهی و گوش هایت را به نجوای خدایی بسپار و بدان که اگر همه ی دنیا نیز از تو ناراضی بودند رضایت خدا  نجات دهنده است و  باید همواره سرلوحه ی هدف و حرکتت در زندگی باشد نه هیچ چیز دیگر".

 

پی نوشت1: اگر روزی عروس دار شدم یادم باشد این حرفهایی را که برای دخترم نوشته ام.

پی نوشت2: کاش وقتی مادرشوهر شدم هم مثل الان برام فرقی نکنه جهیزیه ی عروس چی هست و چی نیست و  جهیزیه ی عروسم در ارزش گذاریِ ذهنی ام هیچ اثری نداشته باشه.

پی نوشت3: تازگی ها خیلی مخالف رفتن به مجلس جهاز برون یا مهمونی سیسمونی شده ام، یعنی چی که بقیه رو دعوت کنیم تا بهشون نشون بدیم چی به دخترمون دادیم چی ندادیم؟

پی نوشت4: آیا واقعا جهیزیه باعث سرافرازی ِ دختر می شه؟ و آیا اگر پدر و مادری خودشون رو برای جهیزیه دادن به آب و آتیش نزنن یعنی دخترشون رو دوست نداشتن و بالعکس؟

پی نوشت5:نمی دونم من چرا تازگی ها انقدر ضد آداب و رسوم یا بهتره بگم آداب و رسوم اصفهانیا شده ام؟نیشخند یکی منو ارشاد کنه لطفا.

 

/ 4 نظر / 36 بازدید
م

با بی نوشت 3 کاملا موافقم .

مامان محمدمهدی

سلام ببینم مگه شما میخوای عروس بگیری؟ بی خیال بابا دنبال دردسر واسه پسرت و خودت میگردی، وال لا[عینک] حالا بنظرم دختر دار هم شدی داماد نگیر، چه کاریه آخه [چشمک] شاید چند وقته که از طرفشون روت فشاره که اینطور ضد اصفهانی شدی خداییش آدمای خوبین و بیا دست از سرشون بردار[نیشخند]

زهرا مامان امیرحسین

من به عمرم یادم نمیاد که هیچ مراسم جهازبرون و سیسمونی و حتی عروسی فامیل درجه دو به بالا شرکت کرده باشم مگه یکی دو دفعه اقوام همسرم که به احترام ایشون رفتم... این حرف ها و کارهای که در راستای گسترش فرهنگ غلط تجمل و فرهنگ نادرست غربی شکل گرفته متاسفانه همه از سر بیکاری و بی هدفیه.... یعنی انقدر بیکاره که بره ببینه مثلا کی چی آورده...جل الخالق خدا من رو هدایت کنه مهتاب جان...دعام کن[ناراحت]

لیلی

من تازه کشف کردم که شما کی هستین. خب خوشحالم از کشف خودم و کشف قسمت دیگری از نوشته های شما. فکر می کنم عده ای با پرو بال دادن به رسوم قدیمی و معمول جامعه و از حد خارج کردنشون باعث زده شدن اقشار تحصیل کرده شده اند. هر چیزی از حد عرف خارج بشه و چشم و هم چشمی و ظاهربینی جاش رو بگیره بی ارزش میشه