احترام به هدایا

 44. یا مجیب (پاسخگو)

به مناسبت ِ خرید  منزل جدید مدتیه که  اقوام و آشنایان به مرور زحمت ِ تشریف فرمایی و چشم روشنی آوردن رو می کشن و  همزمان با خالی نمودن ِجیب ِ مبارکشون موجبات ِ شادی ِ ما رو فراهم می کنندچشمک.

از اونجا که در حیطه ی هدیه خریدن خیلی سخته که بشه سلیقه ی هدیه گیرنده رو به طور کامل تامین کرد خیلی ها ترجیح می دن وظیفه ی خرید اجناس مورد نیاز و باب میل رو به صاحبخونه محول کنند و پاکت پول ِ زیبایی رو با مقدار متنابهی پول پر کنند و به این طریق هم خودشون رو راحت کنن و هم طرف مقابل رولبخند.

البته درسته که هدیه گیرنده گاهی دوست داره یک هدیه ی واقعی دریافت کنه به جای مبلغی پول، اما از طرفی گاهی با دریافت یک سری هدایا به طور عینی و عملی شیرفهم می شه که نباید از این هوس ها کنه و  باید قربون ِ همون پاکتهای فانتزی و خوشگل بره هر قدر هم که سبک باشن و پوشالیچشمک.

جمعه شب خونواده ی همسرم خونمون دعوت بودن به صرف شام، عصر جاری جان زنگ زد و سراغ ابعاد اتاق پسرک رو  گرفت که براش قالیچه ی فانتزی بخرن، از من اصرار که "ممنون، اما نمیخواد بخرید، یه گلیم انداختم تو اتاقش و لازم نداره"  از اون انکار که "اونو یه جای دیگه بندازید، می خواهیم خوشحالش کنیم"، خلاصه زحمت کشیدن و خریدن و البته کنارش یک پاکت هم دادن بهمون  اما خب با دیدنش من درجا وا رفتم، آخه من این همه زحمت کشیدم تا در حد بضاعتم اتاقش رو به رنگهای سبز و نارنجی در بیارم و همه ی وسایلش رو ست کنم اون وقت با یک قالیچه ی باب اسفنجی1 با زمینه ی آبی روبرو شدم که بچه ها روش نشستن و دارن بازی می کننناراحت....

 خواهر شوهر کوچیکه جان هم برامون یک کاسه و بشقاب بلور  2 خریده بود که با همه ی قشنگیش یه جورایی  تو خونمون زیادیه و دیدنش ما رو یاد وسایلی که نیستند و میخواستیم بخریم میندازهنیشخند...

با اینکه هردوشون بهمون گفتن می تونیم بریم و عوض کنیمشون اما طی مشورتی که من و همسر جان داشتیم تصمیم گرفتیم3 با وجود ِ همه ی مشکلاتی که با این هدایا داریمخوشمزه به احترام صاحبانشون نگهشون داریم و لب تر نکینممژه.

 

 1 این رو هم داشته باشید که من کلا با خردی قالیچه و پرده های طرحدار ِ عروسکی و شخصیتهای کارتونی مخالفم و اصلا هم نخریده بودم تاحالا.

2 البته عروس خواهر شوهر بزرگه که خیلی هم تو کار مده و اطلاعات این مدلیش به روزه بهم گفت که بریم عوضش کنیم، زیاد جدید نیستش.

3 البته پدرم هم در این تصمیم خیلی نقش داشت و تشویقم کرد که عوض نکنمشون و گفت بهتره نگهشون داری، خودمم زیاد راضی نبودم از اول اما داشتم اغوا می شدم.

پی نوشت: یه اخلاقی که من دارم و نمی دونم خوبه یا بد اینه که همونقدر که وقتی چیزی نیاز دارم در خریدش مصر و پایه هستم در صورت بی نیازی از خرید هرگونه  وسیله ای خریداری شدنش حتی از سمت بقیه نه تنها خوشحالم نمی کنه بلکه اذیتم میکنه، شاید به این خاطره که اون وسیله ی موجود رو دوست دارم و بهش عادت کردم که عوضش نکردم، و از طرفی هم دلم نمی خواد با اومدن جانشینش هرچقدر هم که بهتر باشه مجبور شم اون قبلی رو که هنوز کاربردیه و دوست داشتنی  بذارم تو انباری خاک بخوره. مثلا طی روزهایی که اتاق پسرک رو می چیدم و وسایلش رو جور می کردم برنامه داشتم که قالیچه ی سبز و نارنجی بخرم براش اما بعدا که به پیشنهاد مامان گلیم قرمز رنگ یادگاری از جهیزیه ام رو انداختم تو اتاقش و دیدم خیلی هم خوبه دیگه از صرافتش افتادم .

/ 9 نظر / 48 بازدید
مامان محمدمهدی

من که تصمیم گرفتم هروقت رفتم خونه خودمون دیگه رودروایسی رو کنار بگذارم و اگه کادویی اومد که خوشم نیومد استفاده نکنم.یعنی نشه ماجرای کادهای عروسی که خونه مو از شکل و شمایل انداختن، وال لا

زهرا - گل بهشتی من

با وجوديكه براي خريد هديه اين مسايل پيش مياد منم ترجيح ميدم هديه بگيرم. مخصوصا وقتي هديه دهنده اجازه ميده كه عوضش كنيم. چون در اين اخلاق با شما مشتركم كه وسيله اضافي رو نميتونم تحمل كنم. بنا براين با تعويض هديه هم مشكلي ندارم و همون چيزي رو كه به جاش برداشتم به عنوان هديه اون عزيز و با رغبت بيشتر نگه مي دارم و لذت مي برم.

ی خانوم شاد

ای ول ای ول چقدر خوشم اومد از وبت :) این خریدایی ک کاملا تابلوعه از سر رفع تکلیفن بدجور رو اعصابن در حدی ک ی بار ساعت لازم نداشتم و ب طرف فهمونده بودم چی میخام اما ورداشت برام ساعت خرید منم همونروز دادمش یکی دیگه! متاسفانه من نمیتونم اینجور چیزارو نگه دارم چون خیلی حرص میخورم

مامان محمدمهدی

رفتیم اجاره نشینی نزدیک خونه مامانینا تا برای سپردن بچه ها مجبور نشیم یک ساعت تو راه باشیم

مامان محمدمهدی

بله درسته وقتی سر محمدمهدی مرخص زایمانم تموم شد و مجبور بودم محمدمهدی رو پیش مامان بزارم از خونه پدرشوی خارج شدیم و اومدیم اینجایی که الان هستیم.بعد م م که تو سن 4 سالگی به مهد روشنگر فرستاده شد و فاطمه به دنیا اومد دوباره به مامان سپرده شدو حالا امسال از مهرماه به فضل الهی محمدمهدی رسما دیگه پیش دبستانی خواهد و رفت و فاطمه همچنان پیش مادربزرگش تا ان شاءالله 4 سالش بشه و بره مهد و بعد فکر کنم آبجی فاطمه دوباره به مامان سپرده شه[نیشخند]

لوسی می

خدا رو شکر می کنم برای پسرک من چنین هدایایی نیووردن! فقط به علت شماره ی یک شاید مجبور می شدم عوضش کنم! چون به نحوی افراطی با به حضور شخصیت های کارتونی غربی در اتاق و وسایل پسرک مخالفم. هیچ کارتونی رو هم نمیذارم در این حد ببینه که وابسته به شخصیتش بشه. من ترجیحم دریافت پوله! هرچند که اگر هدیه بدن همیشه هدیه شون جلو چشمته و تو رو یاد روزی که گرفتیش میندازه اما از بس سلایقمون و ضرورت سنجیهامون با اقوام متفاوته که ترجیح میدم پول دریافت کنم!

لوسی می

واااااای الان یادم اومد که وقتی پسرک به دنیا اومد خواهرشوهر و جاریم هرکدوم مبلغی پول گذاشته بودن به مستر گفتن که پول بدیم بهت یا بریم برات میز مبل بخریم. اخه مبلهامون تازه بود میز نگرفته بودیم هنوز. منم به مستر گفتم پولشو بگیر بگو با سلیقه خودمون از طرف شما مبل می خریم. اونها هم پولو دادن به مامان مستر که بده به ما! مامان مستر اومد و گفت اینا پول دادن گفتن یا میز مبل بخر براشون یا پولو بده خودشون بخرن حالا چه کار کنم پولو بدم یا برم از اون میزهای خودم براتون بخرم؟ میرم از اون میزهای خودم میخرم. من آسمون و زمین رو به هم دوختم که مادرشوهرم قبول کنه پول رو بده ولی هی میگفت از اون مدل میزهای خودم بخرم یا پولو بدم؟ من میرم حاضر شم که برم بخرم، زود تصمیمتو بگیر. من هرکار کردم و هرقدر تلاش کردم که بابا من از مدل میزهای شما خوشم نمیاد! به خونه ی من نمیاد، اما باورت نمیشه که هرکار کردم آخرش حرف خودشو زد که میرم از مدل میزهای خودم میخرم براتون! دیگه عاجزانه گفتم بابا سر ظهره بذارین لااقل مستر بیاد ببره شما رو! فایده نداشت!ساعت دوازده ظهرپاشد رفت از مدل میزهای خودش خرید! انقدر از این میزها بدم میاااد که نگو و نپرس!

لوسی می

هههههههه! پدر شوهر من طبقه بالامون بود نیومد نوه شو ببینه!

mahtabمامان عليرضا

سلام عکسها باز نمي شه؟!؟! آخه هيچ اظهار نظري نکرد هيچ کس!!!!!